وکیل مهریه در مشهد

موسسه حقوقی بین المللی راه امید سامانه وکیل نوین

گفتار دوم: مطالبه مهریه از طریق دادگاه خانواده 

زوجه می تواند با ارائه دادخواست حقوقی به دادگاه ویژه خانواده، مهریه خود را مطالبه نماید

و هم زمان تقاضای توقیف اموال همسرش را نیز بنماید در صورت ناتوانی زوجه از پرداخت هزینه

دادرسی وی می تواند دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را به پیوست دادخواست

مهریه ارائه دهد که دادگاه بدوا به این خواسته رسیدگی و سپس به خواسته اصلی می پردازد.

بدیهی است زوجه، در صورت اثبات اعسار از پرداخت هزینه دادرسی معاف خواهد بود. دادگاه به

دادخواست زوجه رسیدگی می کند؛ در صورتی که زوجه مستحق دریافت مهریه باشد دادگاه

حکم به پرداخت مهریه میدهد؛ در این صورت مرد موظف می شود از زمان تعیین شده توسط

دادگاه، مهریه همسرش را بپردازد.

اگر مرد مالی داشته باشد و زن فکر کند که در طول مدتی که دادگاه تشکیل می شود مرد آن

مال را می فروشد یا جابه جا می کند از دادگاه می خواهد قرار تأمین خواسته صادر کند که در

این صورت مال تا صدور حکم دادگاه، توقیف می شود؛ از این مال تأمین شده می توان مهریه را

برداشت در غیر این صورت عدم پرداخت مهریه، ضمانت اجرایی دارد مهلت تجدیدنظرخواهی

بیست روز است زوجین ظرف این مدت می توانند به رأی دادگاه اعتراض کنند، بعد از اینکه رأی

دادگاه قطعی شد زوجه ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی را اعمال می کند؛

 

یعنی، اگر مرد معسر نباشد و بدهی خود را پرداخت نکند به زندان می رود؛ اما اگر توسط

  دادگاه معسر شناخته شود دادگاه رأی به تقسیط مهریه میدهد؛ اما بنا بر قانون حمایت

خانواده مصوب ۱۳۹۱ ناتوانی در پرداخت مهریه های بالای ۱۱۰ سکه مشمول زندان رفتن

مرد نمی شود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و قسط بندی مهریه حذف می شود و

همچنین در سال ۱۳۹۰ دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه شماره ۷۲۲ پذیرش

دادخواست اعسار به شکل دعوای تقابل را هم پذیرفت که به موجب آن فرآیند رسیدگی به

اعسار به شدت تسریع یافته و امکان صدور دستور بازداشت بسیار کاهش پیدا کرد. 

 باید توجه داشت که فوت زوج در مهریه تأثیرگذار نیست و مهریه از ماترک شوهر و آنچه

به جا گذاشته برداشته میشود چنانچه زن هم فوت کند مهریه ساقط نمی شود.

مهریه ارث است و به وراث وی خواهد رسید. 

 

٢. امکان رجوع در طلاق خلع در صورت رجوع از بذل 

 در طلاق خلع در صورتی توافق طرفین و روابط زناشویی مجدد می تواند رجوع محسوب

شود که زوجه قبل از آن از بذل مهریه رجوع کرده باشد؛ لذا در صورتی عدم رجوع از بذل،

این روایا دلیلی بر رجوع از طلاق و وجود رابطه نکاح نیست.  

 

شماره دادنامه: ۹۱۰۹۹۷۰۲۲۳۰۰۱۹۴۵ 

تاریخ: ۱۳۹۱/ ۱۰ / ۲۴ 

رای شعبه ۲۹۱ دادگاه عمومی حقوقی تهران  

در خصوص دادخواست خانم (ف.م.) به طرفیت آقای م.ی.) با وکالت آقای (م.ه) به خواسته اثبات رجوع با عنایت به دادخواست تقدیمی و مدارک و مستندات ابرازی خواهان و با توجه به اظهارات مشارالیها و دفاعیات خوانده، ماحصل اظهارات خواهان که در جلسات رسیدگی بیان نموده، به این شرح است که در تاریخ ۸۸/ ۸ / ۱۰ از خوانده طلاق گرفتم. یک هفته بعد از طلاق در منزل دوستم بودم. پس از آن با خوانده صحبت کردم و توافق برای ادامه زندگی مشترک نمودیم و متعاقب آن به منزل مشترک برگشتیم و تا الان هم در منزل ایشان هستم و بارها با یکدیگر روابط زناشویی در طی دو سال گذشته داشته ایم، تقاضای صدور حکم بر اثبات رجوع دارم. خوانده نیز به طور خلاصه بیان داشته ایشان تا ۸ماه بعد از طلاق در منزل نبود پس از آن جهت ملاقات فرزند میامد واکثر روزها در آنجا می ماند و حتی بعضی از شبها هم در منزل من می خوابید. ما رجوعی به یکدیگر نداشتیم و روابط زناشویی نیز پس از طلاق برقرار نکرده ایم، تقاضای رد دعوی طلاق دارم. به نظر دادگاه آنچه مسلم و محرز شده این که خواهان پس از وقوع طلاق مدت طولانی در منزل خوانده زندگی کرده است.

شهود اقامه شده از طرف مشارالیها بر صحت این موضوع شهادت داده اند.

تحقیقات محلی به عمل آمده نیز حاکی از تأیید اظهارات خواهان دارد، حتی خوانده نیز شخصا زندگی کردن خواهان در منزل خوانده را نه تنها رد نکرده، بلکه مورد پذیرش قرار داده و آن را تأیید کرده است برقراری ارتباط خاص جنسی در طی مدتی که خواهان پس از وقوع طلاق در منزل خوانده زندگی کرده است اگرچه به طور قطع و یقین از نظر دادگاه اثبات نشده، لیکن بسیار محتمل بوده است. ولی با وجود این تمام مراتب ذکر شده برای اثبات رجوع کفایت نمی کنند؛ زیرا طلاق واقع شده فی مابین طرفین از نوع خلع بوده است و صرف تصمیم طرفین به ادامه زندگی مشترک و حضور خواهان در منزل خوانده ولو به مدت طولانی و حتی برقراری روابط جنسی في نفسه برای وقوع رجوع به نحو شرعی کافی نیستند. بلکه آنچه در رجوع طرفین به یکدیگر اهمیت داشته و می بایست مراعات میشده این است که ابتدا خواهان می بایست به مهریه رجوع می کرده، در این صورت طلاقی که در واقع به صورت خلع واقع شده، به طلاق رجعی تبدیل گردیده و خوانده هم به لحاظ ایجاد حق رجوع می توانسته به خواهان رجوع نماید که در این صورت طلاق فی مابین باطل و شرعا رابطه زوجیت مجدد بین طرفین برقرار می گردید.

 در حالی که در مانحن فیه خواهان صراحتا بیان داشته پس از طلاق خواهان توافق در ادامه زندگی کردیم و اصلا راجع به مهریه صحبت نشد.

به این معنا که نه من صحبتی از مهریه کردم و نه خوانده حرفی راجع به مهریه زد و پس از توافق به منزل ایشان رفتم و باهم زندگی را از نو شروع کردیم؛ بنابراین با توجه به اینکه اساسأ خواهان به ما بذل رجوع نکرده است خوانده نیز شرعا نمی توانسته به خواهان رجوع کندد نتیجه زوجیتی بین طرفین برقرار شده و نامبردگان خارج از زوجیت شرعی مدتی با یکدیگر زندگی کرده اند و حتی برقراری روابط خاص جنسی احتمالی هم علقه زوجیت برای آنان ایجاد نکرده است. علیهذا نظر به مراتب مذکوره، دادگاه دعوای خواهان را غیرثابت تشخیص داده حکم به رد دعوی خانم (ف.م.) صادر و اعلام میدارد.

این رأی حضوری بوده و ظرف بیست روز قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر مرکز استان تهران است. 

رای شعبه ۳۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران  

در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم (ف.م.) به طرفیت آقای( م.ی.) نسبت به دادنامه شماره ۷۴۶- ۹۱/ ۵ / ۳۱ صادره از شعبه ۲۶۱ دادگاه عمومی تهران که به موجب آن دعوای تجدیدنظرخواه به خواسته اثبات رجوع در ایام عده طلاق خلعی محکوم به رد شده است با توجه به مندرجات پرونده و لایحه اعتراضی و توضیحات طرفیت و مستندات رأي و استدلال دادگاه دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده صادر شده و مخالفتی نیز با موازین شرعی ندارد؛ لذا با استناد به ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه مذکور تأیید می شود. این رأی قطعی است.

برای پیدا کردن وکیل متخصص در سراسر ایران اینجا کلیک کنید

 

 

 

امتیازاینمقاله،:
امتیازشمابهاینمقاله
[مجموعامتیازات:0امتیاز: 0]

دیدگاه ها بسته شده است